Archive for the ‘Uncategorized’ Category

فقط مرد ها بخوانند

July 9, 2007

غیرت                                                                             

در این مقاله سعی ندارم.ثابت کنم روابط جنسی آزاد گناه نیست.و آن را به مقاله دیگری وا می گذارم. در این جا فرض را بر این می گذاریم که روابط جنسی آزاد گناه و حتی گناهی بزرگ است.و بر این اساس بحث را پیش می بریم .اگر فردی با اختیار خود بخواهد گناهی مرتکب شود که اولا به دیگری آسیبی نرساند و دوما شخص در سلامت روانی کامل باشد .آیا ما حق داریم جلوی او را بگیریم؟جواب منفی است. اگر کسی بخواهد کسی را به قتل برساند جلویش را می گیریم چون دارد حقوق دیگیری را پایمال می کند.یا اگر جلوی فردی که خود کشی می کند را می گیریم.به خاطر عدم سلامت روانی او ست.بییاید فرض کنیم برادر شما می خواهد با کسی رابطه جنسی برقرار کند.شما با او مشورت می کنید واو را نصیحت می کنید که این کار را نکند. اما اگر خواست این کار را بکند.آیا شما حق دارید او را به زور از این کار باز دارید؟و اگر ممانعت کرد او را مضروب یا مقتول کنید؟!کاری به قوانیین اسلام ندارم . نظر خود شما را می خواهم.می دانم جواب شما منفی است.می گویید خودش عقل دارد.حالا بیاید مثال را کمی عوض کنیم فرض کنید خواهر شما می خواهد رابطه جنسی آزاد ایجاد کند. آنوقت چه؟آیا حق دارید او را بزنید یا در شرایط حاد تر به قتل برسانید؟!!با این عنوان که باید به وظیفه ام که همان غیرت است عمل کنم؟مگر او خودش عقل ندارد؟!!این وظیفه غیرانسانی چه طور به شما محول شده؟منشا این رفتار ریشه در قوائد اسلامی دارد.اسلامی که زن را ضیف العقل می داند. و اداره امرش را به مرد سپرده!اسلام از احساسات ما سوء استفاده کرده.اگر فرض کنیم روابط آزاد جنسی گناه است چرا من باید تاوان گناه خواهرم را بدهم؟مثلا بگویند خواهر فلانی با بهمانی رابطه سکسی دارد؟خوب به من چه؟! مگر خودش اسم ندارد؟مگر خودش عقل ندارد؟بگویند فلان دختر با فلان پسر رابطه جنسی دارد.(هر چند همين حقرا هم نداريد)این طور حق من پایمال می شود و من به جرم گناه نکرده پشت سرم حرف ها زده می شود و محکوم می شوم که بی غیرتم یا بخار ندارم!اینجا از جمله مواردی است که علاوه بر حقوق زن حقوق مرد هم پایمال می شود . و مرد هم تحت این شرایط دست به اعمال خشونت بار می زند(که البته حتی تحت فشار هم نباید دست به این اعمال زد و انسان تحت فشار هم باید انسانیت خود را حفظ کند)

انتر ناسیونالیسم به معنای غربیزه شدن نیست

July 9, 2007

گفتید منشا سوسیالیسم غربی است .من پا را فراتر می گذارم واین سوال را مطرح می کنم :مگر تمدن غرب خودش را روی شانه تمدن شرق نساخت؟پس سوسیالیسم محصول غرب نیست محصول تمدن بشری است گفتید من متعلق به تمدن حال حاضرم و درنتیجه محصول کارخانه غرب. جوابم منفی است من محصول بشریتم نه تنها بخشی از آن به نام غرب! یک مثال ساده بزنم اگر فردا شما پیروز شوید آیا حق دارید بگویید کمونیسم کارگری شرقی است چون منصور حکمت شرقی بود و کاری کرد که مارکس نتوانست بکند! اما در مورد زبان با تو موافقم زبان به خودی خود بی ارزش است .مفهوم به آن ارزش می دهد اما یک سوال از شما دارم.چرا نرفتید برای مردم نیجریه حزب بزنید مگر غیر از این است که مردم ایران حرف شما را بهتر می فهمند؟من می گویم به جای معذرت می خوام نگویید: ساری به جای تجربه پذیرنگویید:پراتیک پذیر! تا مردم حرف شما رابفهمند.

شورا ها

July 9, 2007

در پاسخ نامه ام از شوراها  گفتید طرزعمل این شورا ها چگونه است .برای مثال در یک کارخانه مدیر به وسیله انتخابات معین می شود و معاون با انتساب مدیرمشخص می شود؟ در اینصورت چاپلوسی برای کسب منصب همچنان باقی است.اما اگر همه منسب ها توسط انتخابات نسب شوند هم خود برگزاری انتخابات موجبات ایجاد بروکراسی را فراهم می کند!

خانواده

July 9, 2007

آنطور که از جواب نامه هایم فهمیدم گفتید قرار نیست بچه ها از والدین جدا شوند و کودکان می توانند در خانه والدین زندگی کنند(بر خلاف آنچه استاد اخلاق اسلامی به ما گفت!)  همانطورکه مشخص است در نظام کمونیستی قرار نیست قانون عده که در اسلام الزامی است اجرا شود.با توجه به اینکه آزمایش ژنتیک هم آنقدر ارزان نیست که در اختیار همه قرار گیرد پس با خیل کودکان بی پدر مواجه هستیم! آقای آگوست ببل در اثر زن وسیالیسم تنها دلیل اصرار نظام بورژازی برای شناخت پدر را توارث می داند. و نتیجه می گیرد در نظام سوسیالیستی که توارث به صورت واقعی وجود ندارد.این نیاز برطرف می شود.در حالی که من معتقدم این نیاز یک نیاز روحی است . می خواستم نظر شما را هم بدانم که شما اشتباها دو سوال من را مشابه فرض کردیداین سوال: ((وضعیت خانوده پس از انقلاب چگونه خواهد بود و پس از چند سالگی کودکان از مادران تحویل گرفته خواهند شد؟آیا تحویل دادن کودکان اجباری خواهد بود؟آیا پدر و مادر ها آزاد خواهند بود با بچه هایشان هر وقت که خواستند ملاقات کنند برای مثال با آن ها به پارک بروند یا…؟))با این سوال فرق می کند:((در صورتی که کمونیسم حاکم شود تغییرات اساسی در بنیان خانواده ایجاد خواهد شد.در آن صورت اکثر فرزندان پدران خود را نخواهند شناخت آیا این از لحاظ علمی مشکلی ایجاد نمی کند؟ و آیا مردم ایران که تحت نظام پدر شاهی هستند به چنین اقدامی تن خواهند داد؟یا به زور این نظام را می خواهید بر آنان القا کنید؟))

آزادي بيان

July 9, 2007

در جواب نامه ام گفته شد انحصار دولت بر رسانه در نظام سوسیالیستی لغو می شود.اگر این بدان معنا باشد که قانونی وضع گردد که به میزان نفراتی که در یک انجمن یا حزب شرکت می کنند به آن ارگان بودجه برای تبلیغات داده شود (البته به شرطی که هر نفر فقط ملزم باشد از بودجه خود فقط برای یک ارگان استفاده کند)می توان گفت این طرح عالی و بدون نقص است ولی اگر این طور نباشد دولت می تواند به طور سلیقه ای به هر ارگانی که با خودش هم نظر تر بود بودجه بیشتری اختصاص دهد که این بر خلاف آزادی بیان است.

ادبیات ما باید اصلاح شود

July 6, 2007

عبارت اسلام کثیف بارها و بارها در مقالات شما به کار رفته است.از اینکه کثیف بودن به اسلام ربطی ندارد می گذریم .فرض می کنیم به جای این عبارت از اسلام جنایتکار استفاده می کردیم. این طور بهتر بود چون آنوقت می توانستیم استدلال کنیم که اسلام سنگسار و اعدام و شکنجه می کند.پس جنایتکار است.ولی حالا دهانمان بسته است چون اسلام ظرف یا لباس نیست! پس نمی تواند کثیف باشد. اما اگر عبارت اسلام جنایت کار را هم به تنهایی و بدون ذکر دلیلی که درست پشت سر آن می آید ذکر می کردیم به بی راهه رفته بودیم.با تمام احترامی که برای همه شما فائلم باید بگویم استفاده از این عبارات شرط عقل نیست!لزومی ندارد برای اینکه ثابت کنید رادیکال هستید هر چه از دهانتان در می آید بگوییددقیقا می توانم تصور کنم در حال حاضر چه پاسخی در سر دارید.اینکه اسلام مکتب است نه شخص.اما قسم به اهداف مقدستان این کار شما از هزار فوحش برای مردم بدتر است.شما انسان های روشن فکری هستید یا لااقل ادعا دارید هستید.درست نیست مردم را از خود برانید.شما باید ثابت کید اسلام غلط است و باعث جنایات متعددی شده و از این راه قداست تصنعی اسلام را بشکنید.این یک واقعیت است که انسان های مسلمان یا به ظاهر مسلمان زیادی در ایران وجود دارند این بستگی به ما دارد که به وسیله بخش انسانی آنها بخش اسلامی آنها را محکوم کنیم. یا اینکه با فوحش و ناسزا بخش اسلامی آنها را تحریک کنیم و باعث جبهه گیری آنها شویم.در پایان لازم است ذکر کنم شوخی های مبتذلی که در مقاله من از اکس مسلم روی گردانم با اسلام شده(ازجمله خوابیدن زن در مسجد و ختنه شدن مرد)فقط باعث تشنج خواهد شد.ایشان آمده ابرویش را درست کند زده چشم اش را در آورده!